نوشتن بهانه می خواهد
تاريخ: جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت :20:40
نوشتن بهانه می خواهد عزیز ِ من
قلم را برداشتن ،
گوشه دنجی نشستن ،
بغض کردن
و یک دل ِ سیر واژه کنار ِ هم ردیف کردن ،
بهانه می خواهد عزیز ِِ من .
انگار هرچه که می دوم
کم نمیشود فاصله من تا خواب های تو ،
فاصله تو تا حرف های من ...
میبینی ،
این من مدام تو می شود و این تو مدام من / نه ... نمی شود ....
و
من
در این شب های پر از کابوس ِ نبودن ِ تو ،
در این روزهای سرد ِ ، پر اندوه ِ ، پر هراس ،
در این لحظه هایی که دستهایم به جایی نمیرسند
برای داشتن ِ تو ،
بی بهانه مانده ام ....
.
من
بی بهانه مانده ام
عزیز ِ من .
بی بهانه
مانده ام ...



