فراموشم نخواهی کرد می دانم
کسی همچون مرا هرگز نخواهی يافتمی دانم
کسی را که تو را تنها برای آنچه بودی دوستت می داشت
کسی را که تو را بی قيد و قانون دوستت ميداشت
و
می دانم که آهنگِ طپش های دلم را در دلی ديگر
نه... هرگز! در دلی ديگر... نخواهی يافت!
دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند
و عده ای می گويند , آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند
و بعضی می خندند دلمان خوش است به لذت های کوتاه
به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند به اينکه
کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود با
شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم
دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های
نزديک دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و
چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود چقدر
راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم همه چيز را

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شكستن قلبش رو داری
هرگزنگو براي هميشه وقتي مي دوني جدا ميشي
هرگزنگودوست داري اگر حقيقتا به ان اهميت نميدي
درباره احساساتت سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد
هرگزبه چشماني نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري
هرگز سلامي نده وقتي مي دوني خداحافظي در پيشه
به كسي نگو تنها اوست وقتي در فكرت به ديگري فكر ميكني
قلبي را قفل نكن وقتي كليدش رو نداري
و كسي رو كه دوست داري به اين آسوني ها از دست نده .شايد
هيچ وقت كسي رو به اون اندازه دوست نداشته باشي
كسي هم كه دوستت داره به اين آسوني ها از دست نده .شايد
هيچ كسي به اندازه اون دوستت نداشته باشه
تنهاييم عالمي داره..به خصوص وقتي که همه دورتن اما باز تو تنهايي...
چقد جالبه که ما آدما از همه کسايي که درو و برمونن
چشم اميدمون فقط به چند نفر يا شايدم يه نفره...
چند نفر(يا نفري)که بودنشون واسه ما مثل داشتن همه دنياست
و نبودنشون پايان زندگي و همه آرزوها...
با اين وضع واقعا تنهايي يعني چي؟؟
به چي ميگن تنهايي و به کي ميگن تنها؟؟؟
ما که هيچ کدوم تنها نيستيم و هميشه اطرافمون شلوغه
اما هميشه تو دلمون تنهاييم...
توي درونمون دنبال کي و چي هستيم
که با وجود حضور خيلي ها باز احساس تنهايي ميکنيم؟؟
اين احساي گنگ تنها بودن از کجا مياد؟


