هــــــم قسم
تاريخ: جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت :17:50
به خيالم که تو دنيا واسه تو عزيزترينم
آسمونها زير پامه اگه با تو رو زمينم
به خيالم که تو با من يه هميشه آشنايي
به خيالم که تو با من ديگه از همه جدايي
من هنوزم نگرانم که تو حر فام و ندوني
اين ديگه يه التماسه من مي خوام بياي بموني
من و تو چه بي کسيم وقتي تکيمون به باده
بدوخوب زندگي من و دست گريه داده
اي عزيز هم قبيله با تو از يه سرزمينم
تا به فرداي دوباره با تو هم قسم ترينم
بدوخوبمون يکي دست تو تو دست من بود
خواهش همنفسم با تو همصدا شدن بود
با تو همقصه ي دردم همصدا تر از هميشه
دو تا همخونه قديمي از يه خاکيم و يه ريشه


