تبليغاتX
"تنها"
میمیرم
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت :17:42

ترا با اشک خون از ديده بيرون راندم آخرهم

 

که تا در جام قلب ديگری ريزی شراب آرزوها را

 

به زلف ديگری آويزی آن گل های صحرا را

 

مگو با من

 

مگو ديگر

 

مگو از هستی و مستی

 

من آن خودروگياه وحشی صحرای اندوهم.

 

که گل های نگاه و خنده هايت رنگ غم دارد

 

مرا از سينه بيرون کن

 

ببر از خاطر آشفته نامم را

 

بزن بر سنگ جامم را

مرا بشکن

 تو سرتا پا وفا بودی     

 

                              تو با درد آشنا بودی

 

                             ولی ای مهربان من

 

                                    بگو آخر که از اول کجا بودی

 

ترا راندم

 

که دست ديگری بنيان کند روزی بنای عشق و اميدت

 

شود اميد جاويدت

 

ترا راندم

 

ولی هرگز مگو با من

 

که اصلا معنی عشق و محبت ر نمی دانم

 

که در چشمان تو نقش غم و دردت را نمی خوانم


                                           ترا راندم
 

                      ولی آن لحظه گويی آسمان می مرد

 
           درون سينه ام دل ناله می زد

    که بگريزم به دامانش بياويزم

     به او با اشک خون گويم
 
    مـــــــــــــــــــــرو من بی تو ميميرم
 

ولی من در ميان های های گريه خنديدم

 

که تو هرگز ندانی

 

بی تو يک تک شاخه عريان پاييزم

 

دگر از غصه لبريزم

 

در اين دنيا بمان بی من

 

تو ای تنها امـــــــــــــيدم

 

باز می گويم دوستت دارم

 

ولی افسوس که در اين دنيا

 

نمی مانم .......... ميميرم


http://i22.tinypic.com/2ymu2h5.jpg

نوشته شده توسط تنهـــــــــــا | موضوع: | لينک ثابت
دلتنگم
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت :17:39
هميشه رفتن بهترين نيست
 هميشه ماندن ان حضور ناب نيست
 گاهي ميان رفتن و ماندن هيچ فرقي نيست
 دلتنگم؟
باشد.
 او را نمي بينم ؟
باشد.
اصل درست اين است که
 عزيزان ما در خانه ي دل ما جاي دارند.
 
نوشته شده توسط تنهـــــــــــا | موضوع: | لينک ثابت
وداع
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت :17:30
وداع مي کنم
با تو
تويي که چشمانت هميشه با دلم سخن داشت
...

گلم
...
دلم
...اين روزها از هميشه بي قرارترم
مانند پاييز
که لحظه لحظه
باران را انتظار مي کشد
...
ما نه خط هاي موازي بوديم
نه متقاطع
من و تو
فقط دو خط بي ريا بوديم
دو خط کم رنگ
شايد پر رنگ
...
خط هاي تو
هميشه خط هاي بي رنگ مرا
انتظار مي کشيد
...
و خط هاي ناموزون من
هميشه خط هاي عاشقانه تو را
انکار مي کرد !

گلم
...
دلم
...به همين اشک هاي گاه و بي گاه
من بد نبودم
ما هزار سال دير آمديم
و هزار سال ديرتر به هم رسيديم
...
روياهاي خاک خورده عاشقانه من
متعلق به هزار سال پيش هست
و صداقت جاودانه تو ايضا
...

گلم
...
دلم
...

وداع مي کنم
...با تو
نه !
با دنياي عاشقانه خودم
...

وداع مي کنم ...

 

نوشته شده توسط تنهـــــــــــا | موضوع: | لينک ثابت
لحظه های آخر
تاريخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت :17:17
لحظه های آخره,باید دیگه جدا بشیم
گریه نکن عزیز من,خدا نخواست با هم باشیم

تو رو خدا دیگه برو,موندنم با تو گناهه
سر نذار رو شونه هام,دیگه موندن,اشتباهه

نه,تو نگاه دم آخر,یک چیزی بود که نگفتی
آخ شاید دوستش نداری,کاش اینو بهم می گفتی

بمیرم وقت جدایی,اشکاتو پنهون می کردی
دیدمت وقتی که رفتی,یک گوشه گریه می کردی

رفتی و باور من نیست,که دیگه نیستی کنارم
یادگارت,خاطراتت,دیگه هیچ چیزی ندارم

نوشته شده توسط تنهـــــــــــا | موضوع: | لينک ثابت |
خدایا...
تاريخ: دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت :11:49
گذشت افسانه این عمر کوتاه
نشد کس از دل تنگ من آگاه
ترا همراه میدانستم افسوس ،
توهم بودی رفیق نیمه راه
تا دیار نیستی ، راهی نمانده ،
 در سرای سینه جز آهی نمانده
به دریای طوفانی زندگانی
شکسته چرا ذورق مهربانی
در این شهر سر تا به دامن خموشی ،
بیا مردم از دوری مهربانی
خدایا فراموشیم ده ،
 لب بسته خاموشیم ده
چه حاصل به هشیاری دل
تو مستی تو مدهوشیم ده
خدایا فراموشیم ده ،
لب بسته خاموشیم ده
چه حاصل به هشیاری دل
تو مستی تو مدهوشیم ده
خدایا چه میشد که دستی ،
زمن این محبت بگیرد
دل با همه مهربونم در این سینه روزی بمیرد

http://i28.tinypic.com/11maj4z.jpg
نوشته شده توسط تنهـــــــــــا | موضوع: | لينک ثابت
? This Template Designed By jirjirake-ghaleb-saz


کدهای موزیک وبلاگ