




































شب و تنهايی و پاييز چشمات دوباره گريه های پشت شيشه
تو رو مهتاب يه كم دردونه كرده كه لبخندت يه شب كامل نميشه
نگاهت شكل پرواز ستاره اس تو اوج رفتن و دل كندن از ماه
شبيه غربت چشم مسافر غريب جاده های راه و بيراه
تو از بيراهه های آخرين عشق رسيدی تا غروب دل سپردن
من از آوار فصل بی ترانه شكستم تا سكوت بی تو مردن
نگفتم تا ندونی لحظه هامو به يادت شب به شب آواره كردم
ستاره تا ستاره جاده بود و تمام جاده ها بيراهه غم
تو تنها عابری تو كوچه عشق كه رد پات بلور اشك خيسه
تمام قصه های عاشقونه همين خطه كه چشمات می نويسه
من اما آخرين بارون عشقم كه جا پای تو رو حس كردم امشب
كه از احساس سرد بی تو بودن رسيدم تا غم يك بوسه بر لب
چه تنها مونده بی تو كوچه هامون دوباره دفتر شبها رو وا كن
من اينجا چشم براه تو شكستم من دلواپسو از غم رها كن...

امشب از شميم عطر نياز تا نگاه عاشقانه لبريزم
دوست دارم از نگاه معصومت همچو شبنمی شوم بياويزم
عاشقانه ترين ترانه شب هديه بر غم لبان خاموشت
در طلوع بی كرانه عشق آسمان پرستاره تن پوشت
خيره در زلال شبنم ياس با بلور چشم تو هم رازم
در تلاطم واژگان سكوت تا حديث عشق را بی آغازم
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست...

تو عادت می كنی كم كم به اين معراج وارونه
به اين كابوس بيداری كه شكل عشق می مونه
تو عادت می كنی كم كم به اين احساس نفرينی
طلسم عشق نمی ذاره بفهمی خواب می بينی
شبيه سايه ها می شی حضورت رو نمی شناسی
نمی تونی خودت باشی تو اين بازی احساسی
تو می ترسی ولی راهی نمی بينی كه برگردی
نمی دونی كه جاپاتو كجای قصه گم كردی
گرفتار خودت می شی به آرومی تو می ميری
هنوز از پا نيفتاده شب تدفين می گيری
يه سنگ مرمر مشكی برات مرثيه می خونه
هميشه بود و عاشق بود ولی امروز پشيمونه
يه گورستان بی زائر تمومت می كنه نم نم
يه چيزی تو دلت می گه تو عادت می كنی كم كم.




